دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

69

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

افراطگرايى تشيع امرى ناگزير بوده است . ازاينرو احتمال دارد كه دراين‌ميان نوعى ملاحظه سياسى عاقلانه هم اقدام مزبور را تقويت كرده باشد : يعنى توجه اسماعيل به موفقيت متنفذ رجال شيعى كه مىتوانست با رواج دگرباره تسنن به تحليل رود . قبل از اينكه نتايج سياستهاى مصيبت‌بار و بىهدف اسماعيل دوم كاملا روشن شود ، در 13 رمضان 985 / 24 نوامبر 1577 به طرز مشكوك و رازآميزى به قتل رسيد . بعضى از گزارشها حاكى از آنست كه استعمال بيش‌ازحد بنگ و چرس او را از پاى درانداخت و برخى نيز دست پريخان خانم ، خواهر او را در مسموميت وى دخيل مىدانند و اينكه در امر جانشينى اسماعيل بيشترين سهم و فعاليت را داشته ولى جز ناسپاسى نصيبى نبرده بود . گزارشهايى هم مبنى بر آنست كه اسماعيل بدست امراى قزلباش كه از اقدامات سياسى و مخصوصا تغييرات مذهبى او تحاشى مىجستند ، به قتل رسيده است . محمّد خدابنده بعضى از خويشان اسماعيل دوم توانستند از قتلهاى منظم او در ميان شاهزادگاه ، جان سالم بدر برند . اين افراد عبارت بودند از برادر ارشد او محمد خدابنده و چهار فرزندش كه بزرگترين آنها سلطان حسن ميرزا كمى پيش از فرامين اسماعيل در تهران به قتل رسيد . در شورائى از امراى قزلباش در دربار بحثهاى گوناگونى بر سر جانشينى درگرفت . شاه شجاع فرزند اسماعيل كه فقط چند هفته از عمرش گذشته بود ؛ سلطان حمزه ميرزا ، برادرزاده يازده‌ساله اسماعيل ؛ و پدر او سلطان محمد خدابنده وليعهد كه پس از مرگ طهماسپ ناديده گرفته شد ، همگى بعنوان جانشين مطرح شدند . پريخان خانم كه حال سىويك سال داشت ، درهرحال درپى آن بود تا نيابت سلطنت را از آن خود كند ؛ حتى زمانيكه بالاخره محمد خدابنده به سلطنت انتخاب شد ، اين نيابت را به سبب ضعف بصر خدابنده مطرح ساخت . هنگامى كه خدابنده را از شيراز كه از دست اسماعيل بدانجا پناه برده بود به قزوين آوردند و در 3 ذو الحجه 985 / 11 فوريه 1578 به تخت شاهى جلوس كرد ، سرزمين ايران از دست جباريت و ستم رهايى يافت ولى مردم ايران در عرض دهسال سلطنت وى روى سعادت به خود نديدند . اقدامات او در ابتدا بسيار ملايم و معتدل بود و لذا تقابل شديدى به جباريت و تندخويى اسماعيل داشت . اگر دقت شود همين اعتدال محمد فىالواقع سست‌عنصرى ، بىاعتنايى و بىلياقتى مىنمايد . با اينكه ضعف بصر او دليلى بر عدم قاطعيت و قابليت در سلطنت نبود ، ولى نمىتوان